تبليغاتX
عشق چیست؟

زندگي  شستن يك بشقاب است.

زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است .

 زندگي  (( مجذور )) آينه است .

زندگي گل به (( توان )) ابديت ،

زندگي (( ضرب )) زمين د رضربان دل ها،

زندگي (( هندسه )) ساده و يكسان نفس هاست

نوشته شده توسط م.ج در 89/03/10 ساعت 1:35 | لینک ثابت |
تو یه شیرینی تلخی واسه قلب نیمه جونم         توی این ترانه هایی که برای تو میخونم

تو  یه  شیرینی  تلخی  توی  خاطرات دورم          تو تموم لحظه های دل ساکت و صبورم

  تو یه رویای قشنگی توی خواب هر شب من     تو یه آه سینه سوزی توی گرمای تب من


   تویه فریادبلندی توسکوت بی کسی هام        تویه عشقی که بریدی منو ازدل بستگی هام


                           کجایی عزیز من بی تومن یه لحظه خوشی ندارم

                            کجایی که بی تو من غصه میخورم تلخ روزگارم

                             تو که رفتی از کنارم غم غریبی اومد سراغم

                            بیا تااا دوباره احساس کنم تو دنیا یکی رو دارم

نوشته شده توسط م.ج در 89/01/07 ساعت 20:51 | لینک ثابت |

فرشته های دنیا رو صدا کن..چشای نازت و رو به خدا کن

عمو رفته برامون آب بیاره..برای دلشوره بابا دعا کن

چشات خورشید و لبخندو ستاره..زمین از خون سرخت لاله زاره

برای غربت تو گریه کردن..تمام مشک های پاره پاره

به چشمات خواب برمیگرده کاکا..به شط مهتاب برمیگرده کاکا

شنیدی که میگن مرد و قولش؟..عمو با آب برمیگرده کاکا

سوارقایق مهتاب شدو رفت..دل بی طاقتش بی تاب شد رفت

کنار رود و مشک تیر خورده..عموم از خجالت آب شد و رفت.

نوشته شده توسط م.ج در 88/10/03 ساعت 23:20 | لینک ثابت |

شاکي روزگار منم، تموم اين شهر متهم

يه حادثه چند ساعته با من مي‌آد قدم قدم

زخما دهن وا مي‌کنن، وقتي دل از دشنه پره

دست من‌و بگير که پام رو خون عشقم مي‌سره

بگو که از کدوم طرف مي‌شه به آرامش رسيد

وقتي تو چشم هر کسي برق فريب‌و مي‌شه ديد

راه ضيافت‌و به من دستاي کي نشون مي‌ده

وقتي که حتي گل سرخ اين روزا بوي خون مي‌ده

وقتي زندگي با چاقو قسمت مي‌شه

وقتي رفاقتا خيانت مي‌شه

محکمه‌تو تو خيابون بر پا کن

وقتي که عشق همرنگ نفرت مي‌شه

تمرين مرگ مي‌کنم تو گود اين پياده‌رو

يه چيزي انگار گم شده توي نگاه من و تو

دارم به داشتن يه زخم تو سينه عادت مي‌کنم

دارم شبام‌ و با تن يه مرده قسمت مي‌کنم

نوشته شده توسط م.ج در 88/09/30 ساعت 21:22 | لینک ثابت |

تو رفتی................بی بهونه

....این که رسم عاشقی نیست....

....بعد تو من خیلی تنهام.........جای من تو قلب تو نیست....

....این منم.......که بی تو چشمام ..دیگه طاقتی ندارن....

....نمیتونن......که بی تفاوت واسه رفتنت نبارن....

....تو ازم ساده گذشتی.......تو چرا ساکت و سردی؟....

....چشم به راه تو نشستم......اما تو بر نمیگردی....!

....بعد رفتن تو باید........ با خودم تنها بمونم....

....چرا رفتی از کنارم.........کاش میشد.. اینو بدونم....

....یه نگاه بکن به چشمام .....هنوزم داره میباره....

....تو داری تنهام میزاری .....بی تو قلبم کم میاررررررررررررررررررررره ....

....دیگه خستم ..دیگه تنهام ...همه آرزومو بردی ....

....دارم از چشمات میخونم....... تو دیگه برنمیگردی....!!!!!!!!!

نوشته شده توسط م.ج در 88/09/16 ساعت 22:24 | لینک ثابت |

یه قایق شکسته بودم ....توی رودخونه شناور....یه

مسافر غریبه....که نداره یار و یاور....ضربه های موج

وحشی....روی قلبی چوبی من....نتونست حتی یه ذره

کم کنه از خوبی من..............تا یه روز صدای پاتو روی

قامتم شنیدم....اون روز واسه ی اولین بار....مزه عشق و

چشیدم....مخمل دستهای گرمت مرحم دردای من

شد....صدای پاک و زلالت همدم شبهای من

شد....میون مسیر رفتن....تو وجودم خونه

کردی....وقتی رسیدی به مقصد....رفتن و بهونه

کردی.....بعد رفتنت عزیزم دل من شکست و جون

داد....زندگی بدجوری عشق و به  چشمای من نشون

داد.

نوشته شده توسط م.ج در 88/09/16 ساعت 22:4 | لینک ثابت |

يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد، نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد


وخطي ننويسم که آزار دهد کسي را!


يادم باشد جواب کينه را با کمتر از مهر، وجواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم!


يادم باشد بايد فريادي داشته باشم از جنس سکوت!!!

نوشته شده توسط م.ج در 88/07/28 ساعت 19:54 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط م.ج در 87/08/27 ساعت 10:53 | لینک ثابت |

باید تورو پیدا کنم.................شاید هنوزم دیر نیست


تو ساده دل کندی ..ولی ........تقدیر بی تقصیر نیست


با اینکه بی تاب منی................بازم منو خط میزنی


باید تورو پیدا کنم.................تو با خودت هم دشمنی


کی با ی جمله مثل من ............میتونه آرومت کنه؟


اون لحظه های آخر از.......... رفتن پشیمونت کنه؟


دلگیرم از این شهر سرد.... این کوچه های بی عبور


وقتی به من فکر میکنی........ حس میکنم از راه دور


آخر ی شب این گریه ها........ سوی چشمامو میبره

 
عطرت داره از پیرهنی......... که جا گذاشتی میپره


باید تورو پیدا کنم................ هر روز تنها تر نشی


راضی به با من بودنت ........حتی از این کمتر نشی


پیدات کنم حتی اگه................. پروازمو پرپر کنی


محکم بگیرم دست تو.............. احساسمو باور کنی

 

نوشته شده توسط م.ج در 87/08/12 ساعت 8:10 | لینک ثابت |

برای مشاهده وبلاگ روی ثبت نام کلیک

کنید

 

 

"ثبت نام"

 

نوشته شده توسط م.ج در 87/08/01 ساعت 23:45 | لینک ثابت |